تبليغاتX
برات شعر میگم! -
پاییز / فصل پولداری خداست / شاباش سکه های برگ زرد / در باد.
تو چه مهربان بودی قاتل عنکبوتی!


پدر بوئیدش
برادر بوئیدش
عمو بوئیدش
دائی بوئیدش
پسر همسایه و قصاب و قاضی دادگاه هم.

حالا، بوی تنش تمامی شهر را پر کرده ست:
خانه ها، دکانها، مسجدها، قبرستانها، و اداره های پلیس.

خانم ها و آقایان
دماغهایتان را لطفاً محکم تر ببندید
این جسد فاحشه ایست که دیشب گوشه ی همین خیابان سرد
بی صدا خفه شد.

+ نوشته شده در  84/01/18ساعت 2  توسط مهرنوش |